عبد الحسين نوايى
9
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
بسى برميآمد كه آن سبو بشكست و آن پيمانه ريخت و نه ساقى ماند ، نه ساغر ، نه شاه ماند نه بنيادش و بنگاه ترجمه و نشر كتاب هم به شركت انتشارات علمى و فرهنگى مبدل شد و يك سال پيش اولياء آن از من خواستند كه اگر تصحيح و تكميلى در نظر است ، بنويسم كه آن شركت مىخواهد چاپ مجددى از آن به عمل آورد . من نيز مطالبى نوشتم و فرستادم ولى معالاصف نمىدانم به كجا كشيده . زيرا كتاب در بازار ناياب است و دانشوران و دانشجويان منتظر و خواهان . من پيش از اين از شركت تقاضا كرده بودم كه اگر تجديد چاپ امكان ندارد ، اجازه فرمائيد كه من خود ، بدين كار دست زنم . ولى اين بار هم از بازگرداندن كتاب به من خوددارى كردند كه ما خود در اين انديشه هستيم ، نيست خير مگردان كه مبارك فالى است . مجلدات ديگر اين كتاب هم للّه الحمد مورد توجه اهل فضل قرار گرفته چنان كه مجلد هشتم آن در جزو بهترين كتابهاى سال مشمول عنايت قرار گرفت و مجلدات مربوط به شاه عباس در سال 1366 شمسى تجديد چاپ شد و هنوز يك دو ماهى به سر نيامده نسخ آن كلا به فروش رفت بطورى كه ناشر چاپ ديگرى از آن در 1367 به بازار فرستاد . اما شادى من از جهت فروش كتاب نيست . زيرا آن روز كه من اين كار را به جان پذيرفتم هرگز به فروش كتاب نمىانديشيدم . آنچه در آن روزگار آرزو مىكردم اين بود كه ارزش استاد مورد توجه قرار گيرد و مركزى براى جمع و حفظ اين اسناد فراهم آيد و اين اسناد به تدريج به وسيله افرادى ذى اطلاع و ذى ربط خوانده شود و منتشر گردد و در دسترس اهل تحقيق قرار گيرد و تاريخ ايران بر اساس اين آثار دقيق و غير قابل ترديد بازنويسى شود . در اين انديشه و بر اساس چنين آرزوئى بود كه نوشتم : « اما نوشتن تاريخ بر اساس مدارك و اسناد تاريخى مستلزم كوششى است همه جانبه ، چه در داخل چه در خارج كشور ، براى جمعآورى اسناد و مدارك تاريخى از سنگ نبشتهها و آثار هنرى گرفته تا يادداشتها و نامهها و كتابها و دفاتر رسمى و امثال آن . . . چه تاكنون به اين امور كمتر توجهى شده و هنوز هم اين گونه اسناد در چشم ايرانيان آن اهميت شايسته و در خور را نيافته است حتى كسى به جمعآورى اسناد و مدارك مكتوب مانند نامهها و فرمانها برنخاسته و اين نوع نامهها و اسناد ، در بطون كتب و رسالات و جنگها ، پراكنده است و اگر هم كسى به جمع آنها توجه كرده است از لحاظ نمونهء انشاء و